خرید بک لینک


گزارش سال 96-95

سوره کوثر يکي از سخت ترين سوره­ها بود. اين سوره با سوره­هاي ديگر تفاوت اساسي داشت. در سوره هاي قبلي پس از به دست آوردن کليد سوره، گاه با بررسي لغت و ايات پيرامون آن، گاه با تحليل و بررسي تاريخي، به فضاي کلي سوره نزديک مي­شديم. اما در اين سوره بامبهم بودن کليد سوره لازم بود که اقداماتي داشته باشيم تا اولا خود کليد سوره روشن شود تا بعد بتوانيم به فضاي کلي سوره منتقل شويم. بنابراين دستيابي به فضاي سوره مشکل بود. اگر چه که هر کدام از سوره­هاي گذشته نيز تلاش، دقت، فکر و تحليل خودش را مي­طلبيد اما در اين سوره با چندين بار رفت و برگشت به طور مفصل فضاي سوره روشن نشد تا اينکه وارد بحث تطهير شديم.

مراحل کاري که انجام داديم.

1.       بررسي لغت کوثر

2.      در نظر گرفتن هدف که هدف حضرت رسول چه بوده، فرصتات و شرايطشان چه بود.

a.      (نقد)اين نگاه نگاه کلي بود که در رابطه به هر سوره بايد داشته باشيم و مخصوص سوره کوثر نبود.

3.      نگاه تاريخي به زندگي حضرت رسول و تقسيم آن به قبل و بعد از بعثت. خواندن چند مقاله در رابطه با اقدامات حضرت رسول

a.      (نقد)تاريخ راکه مي خواهيم براي اين سوره مطالعه کنيم بايد برش خاصي از آن  را مورد مطالعه قرار دهيم. قسمتي که برخوردهاي خوب رسول و موضع گيري­هاي مناسب ايشان را در جريان زندگي شان نشان مي­دهد.

b.     (نقد)مقاله ها، فقه اين کار را نداند و سريع و سطحي عبور مي­کنند و به برخي مطالب کلي مثل، صبر و پايداري، گفتگوي احسن، کادر سازي، استعانت از خداوند و ... را رمز پيروزي حضرت مي دانند.

4.      کليد واژه­هاي مشابه مثل، برکت، حکمت، خير کثير

a.      (نقد) اگر عنواني به دست آورديم لزوما دنبال آيه نباشيم

b.     اگر به چند احتمال رسيديم سريع وارد يکي از آنها نشويم و مثل حکمت شروع کار به جستجو و کار نکنيم

c.      احتمالات مختلف را بررسي کردن و اولويت را مشخص کردن

d.     فکر و تحليل که در چه زمينه اي مثلا برکت ايجاد مي شود. بيشتر فکر پيرامون آن مسئله و جوانب مختلفش که مرتبط با سوره و زندگي حضرت رسول است

e.      محدود به ­واژه­ها نبودن. مثلا فلا تعجبک اموالهم و اولادهم کمک خيلي زيادي مي­تواند به فهم سوره کند اما اين دو واژه ذيل مثلا بحث نعمت مي­تواند باشد. 

5.      ديدن فهرست کتاب تطهير و ارزيابي آن

6.      نوشتن طبق فهرست کتاب تطهير بدون مراجعه به متن ايشان.

 

 نکات روشي:

در اين سوره روشمان متفاوت شد و بعد از استفاده از تفاسير وارد کتاب تطهير شديم و در هر قسمت مکث کرده و کار مقايسه با تفاسير و کار خودمان و نکات روشي آقاي صفايي را همانجا انجام مي داديم. چون در کشف فضاي سوره با سوره­هاي ديگر متفاوت بود بيشتر نکات در همين زمينه مطرح شده بود. ابتدا نکات روشي که ناظر به کتاب تطهير است را مي­نويسيم و سپس مطالب ديگر:

نکات روشي ناظر به کتاب تطهير:

1.      در طرح سوال توجه به نکات تفاسير نقد آنها که زمينه براي فهم سوالشان بيشتر فراهم مي شود.[1]

a.      اين نوع گفتن به گونه اي است که سوال جديد ايجاد مي­شود و احتمالات مفسيري ضعيف نشان داده مي­شود.(درمباحثه گفته شد)

b.     دقت در خود سوره(1-بخشش سابق براي تسلاي قلب مناسب نيست.2-تسليت و دلداري اقدامي نمي­خواهد اما در منت گذاري، طلبها و اقداماتي را به دنبال خود مي­آورد(صل، وانحر)

c.      استفاده از سوره­ها ديگر که نزديک به همين مبحث(تسلي قلب) است.(ضحي و انشراح)

2.        چه نکاتي را مورد توجه قرار مي­دهند و از چه چيزهايي عبور مي کنند. مثلا: «ابتدا سوره با فعل ماضى متكلم مع‏الغير، آيا تسليت، عنايت، تعظيم و تفخيم و يا نكته‏اى ديگر را همراه دارد؟ در فعل ماضى و همراه تحقق عطا، چه اشاره‏اى هست؟---«صَلِّ لِرَبِّكِ» با «اقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرِى» چه تفاوتى دارد؟ آيا صَلوة لِلرَب باصلوة الذكر در يك مرتبه قرار دارد؟»(ما تفاوت را مي خواستيم بگوييم اما با يصل که خبري است اما توجه به بيانات ديگر قرآن نسبت به امر به صلات نداشتيم.

3.      نگاه جامع چه نسبت به طرح سوالات و چه نسبت به حل سوالات. ««انَّ شانِئَكَ هُوَ الابْتَر»، خبر از آينده است يا توضيح يك قانون و بيان يك اصل است؟ چون دشمنى با كسى كه به كوثر دست يافته، باعث شكست و بريدگى و ناتمامى و نقص است. در هر حال اين بيان چه نكته‏اى دارد؟»معمولا کمتر اين نوع نگاهِ جامع را داريم. اين نگاه کلي و کلان بستگي به مساله هايمان دارد. اگر مشکل را جامع ببينيم و در يک نگاه تاريخي کلان مساله مان باشد که مثلا اين مشکل از کجا ابتدا شده تا کجا ادامه دارد و ارتباطش با حوزههاي مختلف ديگر چيست؟ و...اين نوع نگاه باعث مي شود که در طرح و حل سوالاتمان جامع نگاه کنيم. همچنين گاهي اوقات بخواهيم به مبحثي نگاه جامع پيدا کنيم لازم است که ارتباطات آن محور را با اطرافش لحاظ کنيم. مثلا نعمت چند ارتباط دارد با عافيت، انعام و ...

4.       روش آقاي صفايي براي رسيدن به عناوين پنجگانه: کليد سوره، کوثر است. بايد مفهوم آن را روشن کنند خير کثير با نعمت کثير متفاوت است. سپس مصداق و نمونه­هاي آن را در زندگي حضرت توضيح دهند. بعد از آن که خير رفتار و موضع گيري مناسب در موقعيتهاي مختلف شد، لازم است که موقعيت و موضع گيري را بيان کنند. موفقيت و پيروزي نيز در موضعي گيري مناسب و نامناسب انسان شکل مي­گيرد.

5.      براي روشن شدن فضاي سوره نکات مختلفي مطرح شد.

a.      براي تبيين کوثر و فضاي سوره بايد نگاهي خاص نسبت به برخوردها و موضع گيريهاي حضرت رسول در تاريخشان داشت. (از اين زاويه به تاريخ نگاه کنيم)

b.     چه طور مي­تواند يک جريان در تاريخ ايجاد و ادامه يابد. با وجود مشکلات و گرفتاري هاي سر راه، جريان ماندگار به چه عواملي بستگي دارد و چه نيازهايي را بايد تامين کند.

c.      دقت و کشف کليد واژه ها، نيازها و نسخه جدید هاي درماني که انسانها تجويز مي کنند و ویرایش درماني قرآن

d.     نيازمان از کوثر از کجا برخاسته، چه چيزهايي اين نياز را پر مي­کند؟ دقت در سوره معوضتين که آنجا چه طور بحث «پناه» را دنبال مي کرديم

e.      بررسي خودمان، چه مي شود که کارهاي ما تماميت ندارد. تماميت را در چه مي دانيم(قابلیتات و شرايط)

f.       گاهي دقت و فهم واژه کمک زيادي در نزديک شدن به فضا مي کند. که روي فهم کوثر عبارتهاي مختلف آقاي صفايي جمع شود که کوثر برايمان واضح شود و بتوانيم مثلا 50 نمونه بگوييم در اين صورت اين دقت کمک خوبي به روشن شدن فضاي سوره ميکند.

g.     نگاه مقابله اي: تقابل کوثر و ابتر، تقابل جريان کفر و ايمان- روند شکل گيري جريان حق و باطل

h.     نظام انديشه اي: نگاه به انسان، دنيا و خدا و اينکه چه چيزي باعث فزوني اين جريان مي­شود. يعني طبق آن نظام انديشه اي کوثر را تحليل کنيد.  

نکات روشي:

1.      نکته ادبي: خودمان را به قواعد زبان عرب محدود نکنيم و نخواهيم فقط طبق آن سوره را توضيح دهيم. مثلا تاکيد در سوره را مطابق مخاطب و نوع محوري که دارد مطرح مي­کند را مي­توان مورد بررسي قرار داد.

2.       نکاتي براي فهم معناي کوثر. (روشي براي رفع ابهام واژه که تاريخ نيز براي فهمش اثر گذار است.)

a.      عبارات مختلف آقاي صفايي در موردکوثر را جمع کنيم. مثل مقهور و منتظر موقعيتها نبودن، بهترين و راحت ترين برخورد، ...

b.       جستجوي کوثر در لحظه لحظه زندگي حضرت رسول

c.       نکته اساسي که از آن غفلت داريم ، بحث هدف داري است. يعني کسي که طرح و هدفي دارد و در موقعيت هاي مختلف و سخت، برخوردهاي مناسب از خود نشان مي دهد. نه اين که کسي زندگي معمولي اش را دارد مي کند و گاه در موقعيت سختي است و برخورد مناسب دارد.(نکته اساسي لغت را کشف کنيم)

d.      چه مي شود که انسان داراي بهره برداري زياد از تواناییات مي شود؟

3.      در برخورد با روايات تفسيري: جايي که مصداق را بيان مي کنند محدود نشويم و با در نظر گرفتن رابطه  دنيا و آخرت آنها را توضيح دهيم مثلا نهري که در بهشت بيان کردند نمودِ رفتاري همين دنيا مي تواند باشد.

4.      نکاتي که بايد هميشه مد نظرمان باشد.: 1-انديشيدن، جلو رفتن و آفريدن است. اين مرکز کار ماست. 2-توجه به نکات در سير کارمان و هر از چند گاهي دوباره از بالا نگاه کردن به کل کار 3-  اين سوال که غير از بحث آقاي صفايي آيا طور ديگري هم مي توان بحث را مطرح کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[1]در رواياتى آمده كه اين سوره پس از مرگ فرزندان رسول و شماتت دشمنان او نازل گشته تا تسليتى براى رسول و جوابى از شماتت‏ها و اعلام بريدگى و شكست عاص بن وائل باشد. اكنون بايد توجه داشت كه آيا عطاى سابق و بخشش قديم مى‏تواند جواب اين شماتت و تسليت از اين مصيبت باشد؟ آيا اين جواب با اين مصيبت و با اين شماتت هماهنگ است؟ بر فرض كوثر را در گذشته به رسول داده باشند، اكنون در برابر آنچه كه گرفته‏اند و مصيبتى كه آورده‏اند، چه جوابى و چه تسليتى هست؟

 

برچسب: نویسنده: پارسا کریمیان تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 0:04

صفحه بندی